سپر اقتصادی هرمزگان در خط مقدم بحران
از تسهیل تجارت لنجها تا ایمنسازی زنجیره تولید فولاد و نفت در جنوب
وقتی سخن از تنگه هرمز و آبهای نیلگون خلیجفارس به میان میآید، در ادبیات بینالمللی نخستین تصویری که نقش میبندد، شاهراه انرژی جهان و گذرگاه ناوها و نفتکشهاست.
اما برای ساحلنشینان جنوب، هرمزگان فراتر از یک نقطه جغرافیایی بر روی نقشههای نظامی است؛ این استان پهناور خانه، محل کسب معیشت و نبض تپنده اقتصاد مردمی است که دهههاست یاد گرفتهاند چگونه در همسایگی تندبادهای سیاسی و ژئوپلیتیک روزگار بگذرانند.
با این حال، هر بار که امواج تنش در پهنه خلیجفارس بالا میگیرد و بوی باروت فضا را پر میکند، نخستین و عمیقترین تکانهها به زیرساختها، شریانهای تجاری و سفره روزمره مردم همین جغرافیا وارد میشود.
پرسش بنیادینی که امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر مدیران، فعالان اقتصادی و رسانههای استان قد علم کرده این است: هرمزگان چگونه میتواند در میانه این تلاطمها، تابآوری خود را ارتقا بخشد و ثبات معیشتی و اجتماعیاش را حراست کند؟
نخستین خاکریز در هر بحران منطقهای، اقتصاد محلی و زنجیره تأمین معاش ساحلنشینان است.
بخش عظیمی از مردم هرمزگان، از بنادر غربی تا سواحل شرقی مکران، مستقیم یا غیرمستقیم به جریان زنده آبها وابستهاند.
صیادانی که هر روز تورهای خود را به آب میاندازند، لنجدارانی که بار تجارت سنتی با کشورهای حاشیه خلیجفارس را به دوش میکشند و کارگرانی که در باراندازهای گمرکی عرق میریزند، در خط مقدم این آسیبپذیری قرار دارند.
با تشدید تنشهای نظامی، نرخ بیمه کشتیرانی اوج میگیرد، تردد شناورهای کوچک تجاری و صیادی به بهانههای امنیتی دستخوش محدودیت میشود و هرگونه توقف در ترخیص یا ورود کالا، بلافاصله خود را در قالب گرانی اقلام اساسی و رکود بازارهای محلی نشان میدهد.
در چنین بزنگاهی، تابآوری اقتصادی به معنای ایجاد چتر حمایتی عاجل برای این مشاغل شکننده است؛ یعنی پیشبینی بستههای بیمهای ویژه ایام بحران، تسهیل رویههای گمرکی برای ملوانان بومی و تضمین ذخایر استراتژیک کالا در انبارهای داخل استان، تا مبادا شوکهای خارجی فوراً سفره خانوادههای هرمزگانی را خالی کند.
از سوی دیگر، هرمزگان امروز صرفاً یک بارانداز سنتی نیست، بلکه قطب صنایع سنگین، از مجتمعهای عظیم فولادی و آلومینیوم گرفته تا پالایشگاههای نفت و گاز است.
این شریانهای حیاتی صنعتی با آغاز هرگونه شرایط فوقالعاده یا سایه تنش، با دو چالش بزرگ روبهرو میشوند: خطر اختلال در تأمین مداوم انرژی و تهدید زنجیره صادرات محصول نهایی.
پایداری برق و گاز در استانی که گرما و شرجی طاقتفرسا جزئی از بافت طبیعی آن است، نه یک امتیاز بلکه شرط حیات صنعت و سکونت است.
اگر قرار باشد در سایه بحرانها، واحدهای تولیدی و صنعتی نخستین قربانی مدیریت مصرف یا ریسکهای ناشی از تنش شوند، بازتاب آن بیکاری موقت کارگران و فرار سرمایهها از پایتخت اقتصادی جنوب خواهد بود.
تقویت پدافند غیرعامل در شهرکهای صنعتی و پالایشگاهی، بومیسازی قطعات گلوگاهی و ایجاد مسیرهای جایگزین ترانزیتی، گامهایی اساسی است که هرمزگان را از یک نقطه آسیبپذیر به دژی مستحکم در برابر تهدیدات اقتصادی بدل میسازد.
اما ضلع سوم و چه بسا مهمترین رکن ثباتبخشی در شرایط حساس، مؤلفه تابآوری روانی و انسجام اجتماعی است.
تجربه نشان داده است که پیش از رسیدن آتش مستقیم، این جنگ روانی، شایعات و التهاب رسانهای است که ارکان جامعه را متزلزل میسازد.
در مناطقی که در مجاورت مستقیم کانونهای بحران قرار دارند، نااطمینانی به آینده میتواند به موجی از فرار سرمایهها، رکود در صنعت گردشگری جزایر مانند قشم و هرمز و اضطراب فراگیر در میان شهروندان منتهی شود.
هرمزگان نیازمند نوعی مدیریت بحران شفاف، پاسخگو و همدلانه است؛ سازوکاری که به جای انکار واقعیت یا امنیتیسازی مفرط، با اطلاعرسانی دقیق و بهموقع، آرامش و اعتماد عمومی را تقویت کند.
سرمایه اجتماعی هرمزگان، یعنی همان پیوند وثیق میان اقوام، مذاهب و ساکنان ساحل، قدرتمندترین سدی است که در طول تاریخ این خطه را از گزند بیگانگان و پیامدهای ناامنی در امان نگه داشته است.
در نهایت باید پذیرفت که موقعیت هرمزگان در خط مقدم جغرافیای سیاسی کشور تغییری نخواهد کرد؛ این ویژگی تاریخی این دیار است که همزمان سرچشمه ثروتهای بیشمار و کانون خطرات گوناگون باشد.
آنچه سرنوشت استان را در روزهای سخت رقم میزند، نه صرفاً وزش بادهای ناآرام منطقهای، بلکه میزان عقلانیت، آیندهنگری و تجهیز سازوکارهای داخلی برای مواجهه با آنهاست.
عبور موفقیتآمیز از میدانهای حساس، نیازمند آن است که تصمیمگیران ملی و استانی نگاه خود را از برخوردهای مقطعی به سمت طراحی برنامهای جامع برای تابآوری همهجانبه هرمزگان تغییر دهند.
حفظ ثبات در این قطعه استراتژیک از خاک ایران، تنها با حفظ کرامت و امنیت اقتصادی ملوانان، حمایت بیقیدوشرط از صنایع تولیدی و ارتقای اعتماد عمومی شهروندان میسر خواهد شد؛ تا امواج متلاطم هرگز نتوانند لنگرگاه آرامش این سرزمین را جابهجا کنند.



