جایگاه دف در طبقهبندی سازها:
در ”لغتنامهی دهخدا“ دف در آلات ضربی بزمی و دارای بدنهی کوتاه، طبقهبندی شده است.و در طبقهبندی امروزه، سازی است از خانوادهی سازهای دارای پوست (ممبرانوفونهاMemberanophones) که همراه ساز دایره در زیرشاخهی پوستصداهای [= ممبرانوفونهای] کوبهاییک طرفه (یک طرف باز) با بدنهی قاب مانند (طوقهای)، طبقهبندی میشود. بر گرفته شده از کتاب دفتر اول ، آموزش دف نوازی از سری مشق عشق
تاریخچه دف :
یکی از مهمترین سازهای کوبه ای که از دیرباز معمول و متداول بوده است، دف می باشد که به لحاظ سادگی ساختمان و قداست، همیشه مورد توجه مردم بوده است. کلمه دف در اصل عبری است و معنی کوبیدن را می دهد. هرگاه سیر فرهنگی – اجتماعی دف را به عنوان یکی از ابتدائیترین سازهای کوبه ای بنگریم به این نتیجه می رسیم که این ساز با صدای گیرایش هیچگاه متعلق به فرهنگ یا مکان خاصی نبوده،
چرا که ردپای پیدایش و ساخت اولیه آن را به هیچ قوم یا ملیتی نمی توان نسبت داد.ساختن، نواختن و استفاده از این ساز همواره در فرهنگهای مختلف متداول بوده و در هر قوم با توجه به آداب و رسوم و سنتهای حاکم، کاربرد ویژه ای داشته است جایگاه دف در میان اقوام قبایل همواره متداول بوده است. در برخی قبایل از دف به عنوان ساز اصلی در مجالس سور و شادی استفاده می شده است، حال آنکه در قومی دیگر استفاده از این ساز مخصوص مراسم جنگ و کارزار بوده و برخی دیگر آن را برای اجرای مراسم آئینی مذهبی مورد استفاده قرار میدادهاند. در برخی قبایل رسم بر این بوده که برای دف قربانی کنند و یا در هنگام نواختن دف با قربانی کردن گوسفند نسبت به دف و نوازنده آن ادای احترام نمایند. در هزاره سوم قبل از میلاد ساکنان دره نیل (مصر باستان) در معابد خود هر روز مراسم مذهبی را با صدای انسان و سازهای مختلف از جمله دایره های بزرگ در برابر خدایان متعدد خویش انجام می دادند. در حدود هزار و پانصد سال قبل از میلاد مسیح حضرت موسی نزد کاهنان مصری در علوم و موسیقی تعلیم دیده بود. در آن دوره همراه با سازهائی که نوازندگان مینواختند، سازی به نام توف که به احتمال زیاد همان دف می باشد همراهی می کرده است.
ریشه لغت دف و معنی دف
در ”برهان قاطع“ ذیل لغت دف میخوانیم:”دف به معنی چنبری باشد که پوست بر آن چسبانند و قوالان نوازند.“ در حاشیهی برهان مصحح دکترمعین آمده است: ”به این معنی در عربی دُف (از آلات طرب) از عبری تَفْ (taf)، مشتق از تَفَفْ (tafaf)به معنی زد و کوبید، است“ باز در همین حاشیه آمده است: ”دف واژهی «سومری» است و در اصل دوب (dub) بوده است. دوب در زبان سومری به معنی لوحه وخط است. از این زبان وارد «اکدی» شده duppu و tuppu گردیده و از این زبانها وارد «آرامی» شده،dup گردیده و نیز به معنی لوحه و صفحه گرفته شده. بعدها در زبان عربی دُف (dof) شده؛ و به معنیلوحه نیز به کار رفته است.“
آقای هوشنگ جاوید، پژوهشگر در زمینهی مردم شناسی و موسیقی محلی، میگوید: ”دَپ (dap)، باتِر (bater)، دوب (dub)، دایره (dayere )، تبوراک (taburak) نامهای ایرانی د ف در قرون مختلف است و در فرهنگ موسیقایی جهان عرب از دف با نامهای غربال، بَندیر، مِزهر، تریال و غیره یادشده است. لغت Adapo در زبان «بابل آشوری» معادل تَف آرامی و عبری است که همان دُف عربی،دَپ با ریشهی فارسی و دف مصطلح امروزی است. این ساز کوبهای، از کهنترین آلات موسیقی درتمدنهای باستانی است که، امروزه در موسیقی آیینی ایران نقش اساسی دارد.



