کافه مکانی عمومی است که در آن انواع نوشیدنی سرد و گرم و معمولا فست فود های سبک ارائه می شود. معمولا در کافه مردم با هم گفتگو می کنند و یا ملاقات کاری می گذارند. در تعریف کافه چیست لازم است به مطلب تفاوت کافه و کافی شاپ نیز رجوع کنید. و در اینجا توضیح مختصری راجع به آن می دهیم. گاهی افراد کافه و کافی شاپ را یک مکان تصور می کنند، اما این دو تفاوت زیادی با هم دارند . این تفاوت ها از لحاظ غذاهایی که سرو می شود و منو آنها است.
در کافه چه چیزهایی سرو می شود؟
وقتی که به کافه می رویم ایتدا به منو کافه مراجعه می کنیم ، هرچه موارد ارائه شده توسط کافه بیشتر باشد، برای ما جذابیت بیشتری دارد. همان قدر که این موضوع مهم است شکل منو و عکسهایی موجود در منوی کافه بسیار اهمین دارد. در کافه معمولا هر چیزی را می توانید سفارش دهید. اما اگر موارد ذکر شده در منو موجود نباشد باعث نارضایتی مشتری شده و تصویر خوبی از کافه شما در ذهن او باقی نمی ماند. پس سعی کنید حتی الامکان مواردی را که قطعا ارائه می دهید در منو به نمایش بگذارید
کاف مکانی است که در درجه اول انواع قهوه، اسپرسو، لاته و کاپوچینو در آن برای مشتریان سرو میشود. برخی از کافهها ممکن است نوشیدنیهای دیگر و غذاهایی مانند تنقلات سبک، ساندویچ، کلوچه، میوه یا شیرینی نیز سرو کنند. یک کافه ممکن است برخی از ویژگیهای یک بار یا رستوران را داشته باشد، اما با کافهتریا متفاوت است. بسیاری از قهوهخانهها در غرب آسیا بیشتر قلیان و تنباکوی طعمدار عرضه میکنند و در اروپای قارهای، برخی از کافهها مشروبات الکلی ارائه میدهند.
اصطلاح «قهوهخانه» شبیه به اصطلاح امروزی «کافه» به مکانهای ملاقاتی برای مردم اشاره میکند که پس از محبوبیت قهوه تأسیس شدند و ریشه قدیمیتری از کافه در فرهنگ ایرانی دارد؛ قهوهخانههای سنتی کماکان از قهوهخانههای مدرن امروزی (کافهها) متمایز قلمداد میشوند درحالی که از نظر کارکرد و نام ممکن است تفاوتی وجود نداشته باشد.
از دیدگاه فرهنگی، این مکانها عمدتاً بهعنوان مراکز اجتماعی برای تعامل مردم عمل میکنند: یک کافه یا قهوهخانه مکانی را برای مشتریان فراهم میکند تا جمع شوند، صحبت کنند، بخوانند، بنویسند، یکدیگر را سرگرم کنند، یا وقت خود را بگذرانند، چه به صورت فردی یا در گروههای کوچک.
دگرگونیهای تدریجی در نظام اجتماعی و فرهنگی جامعهٔ ایران به ویژهٔ جامعههای شهری و پدیداری وسایل ارتباط جمعی و توزیع و گسترش آن در کمرنگ کردن نقش قهوهخانهها اثر بسیار مهمی داشت. درگذشته مردم به قهوهخانه میآمدند تا تاریخ عاشورا یا داستان رستم و اسفندیار و داستان رستم و سهراب را از زبان نقال و شاهنامه خوان بشنوند. همانطور که شیوهٔ خبررسانی، انتقال هنرهای نمایشی و فرهنگ سازی روز به روز صورت تازه تر میگرفت و در جامعه گسترده ترمی شد، قهوهخانه و نقال نیز به مثابه یک رسانهٔ فرهنگی و هنری نقش خود را از دست میدادند. راه یافتن گرامافون، رادیو، و تلویزیون به قهوهخانهها کمکم جای را برای حضور نقال و دیگر هنرمندان بازیگر و تقلیدچی تنگ کرد. دراین حال بود که نقال و قهوهخانه هردو جایگاه خود را در میان مردم ازدست دادند.
با این دگرگونی قهوهخانه دیگر نتوانست همچون گذشته به صورت نهادی فعال کار کند و پاسخگوی خواستهای امروزی جوانان باشد. جوانان دنبال جایگاه مناسب دیگری برای جمع شدن و پاتوق کردن خود برای گذراندن اوقات فراغت بودند. این چنین بود که کافه و رسم کافه نشینی در جامعهٔ ایران پدید آمد. پدیدهٔ کافه از دهههای اول قرن چهاردهم ۱۳۱۰ و ۱۳۲۰ به تقلید از غرب در تهران شکل گرفت و سنت کافه نشینی از آن زمان در ایران شروع شد. ابتدا در شهرهای بزرگی مانند تهران، تبریز، اصفهان و رشت گسترش پیدا کرد و بعد در شهرهای دیگر هم عمومیت یافت و پاتوق گروهها و قشرهای مردم شهرنشین شد. وقتی که قهوهخانه در ایران پا گرفت و گسترش یافت همه قشرهای مردم از طبقات و قشرهای مختلف میتوانستند به قهوهخانه بروند ولیکن زنها در قهوهخانهها جایی نداشتند. در صورتی که در پدیدهٔ تازه یعنی کافه هر دو جنس میتوانستند بروند و کافه نشینی اختصاص به جنس یا گروه خاصی نداشت.

